آیا اهرام مصر را فرا زمینیان ساخته اند؟
اگر آنچه را که به عنوان دانش رسمی و دانشگاهی به خورد ما می دهند ، بدون مقاومت و بر خورد انتقادی بپذیریم ، در این صورت باید قبول کنیم که مصر باستان ، ناگهان و بدون طی کردن یک مرحله ی گذرا ، دارای تمدنی افسانه ای و غیر قابل تصور گردید. شهر های بزرگ و معابد عظیم ، مجسمه های غول آسایی که علی رغم عظمت ابعاد ، بسیار هنرمندانه ، ظریف و گویا ساخته شده اند ، خیابانهای عریض و مجللی که در دو سوی آنها پیکره ها و تندیسهای بزرگ و زیبایی صف کشیده اند ، سیستم های کامل آب رسانی و فاضلاب ، مقبره های فاخر و مجللی که در دل سخره ها کنده شده اند، اهرامی که عظمت آنها چشم را خیره می کند و ... اینها و هزاران پدیده ی معجزه آسای دیگر ، ناگهان و ابتدا به ساکن خلق شدند و از زمین سر بر آوردند!

نظر یادتون نره! 

 بقیه در ادامه ی مطلب

 

در آن زمان تنها در دلتای نیل و در نوار باریکی در دو سوی ساحل این رودخانه زمین قابل

کشاورزی وجود داشت.امروزه کارشناسان ، جمعیت مصر را در زمان ایجاد اهرام ثلاثه بالغ بر

50 میلیون نفر تخمین می زنند(که این رقم در تضاد کامل با نظر برخی از باستان شناسان است که

جمعیت کل جهان را در سال 3000 قبل از میلاد تنها 20 میلیون نفر می دانند!


حال جمعیت مصر در آن زمان چه 50 میلیون نفر بوده باشد چه کمی کمتر ، در اصل موضوع

تاثیری ندارد.به هر حال یک چیز مسلم است : کشور مصر باید برای این عده غذا فراهم آورد.در

 زمان ساختن اهرام بزرگ نه تنها شکم لشکر عظیمی از کارگران ، سنگتراشان، مهندسین و

قایقرانان و عمله ی کشتی باید سیر می شد بلکه صدها هزار برده و خیل عظیمی از لشکریان نیز باید

هر روز تعذیه می گردیدند. تازه در این محاسبه باید تعداد نه چندان اندک کاهنان و اعوان و انصار

آنها ، بازرگانان و کارمندان و درباریان را نیز که در اصراف و تبذیر در تاریخ کم نظیر بودند

منظور نمود. آیا تمام این عده  تمام این میلیون ها شکم گرسنه ، تنها با محصولات به دست آمده از

دلتا و سواحل رودخانه ی نیل سیر می شدند؟
به ما می گویند سنگهای عظیمی که برای ساختن اهرام مورد نیاز بود ، به وسیله ی استوانه های

چوبی جابه جا می کردند.اما آیا واقعاً باید باور کنیم که مصریان باستان اندک درختانی را (عمدتاً

درخت خرما) که در این کشور می روییدند برای تهیه ی استوانه ی چوبی قطع می کردند؟ مگر نه

اینکه خرمای به دست آمده از این درختان به عنوان مهمترین ماده ی غذایی مورد نیاز مردم بود؟

مگر نه اینکه درختان خرما تنها گیاهان سایه افکن بر زمینهای خشک و تشنه ی بیابان مصر

محسوب می شدند؟اما مگر کسی جرات مخالفت با تئوری استوانه های چوبی را دارد؟بله شکی نیست

 که مصریان از استوانه های چوبی استفاده می کردند، چون اگر این فرضیه را رها کنیم دیگر حتی

 یک تئوری دست و پا شکسته و ضعیف هم برای توضیح فنی چگونگی ساختمان اهرام وجود

نخواهد داشت. شاید مصریان چوب مورد نیاز خود را وارد می کردند؟ آنان برای وارد کردن چوب

از کشورهای بیگانه نیاز به یک ناوگان بزرگ حمل و نقل داشتند و پس از ورود کالا به بندر

اسکندریه باید چوب را بر خلاف جریان آب تا قاهره حمل می کردند.از آنجا که مصریان در زمان

ساختن هرم بزرگ هنوز اسب و گاری در اختیار نداشتند ، حمل چوبها از طریق رودخانه ی نیل تنها

 راه ممکن بود.چون همانطور که می دانیم تازه در دوره ی سلسله ی هفدهم ، یعنی حدود 1600 سال

قبل از میلاد ، استفاده از اسب و گاری در مصر رایج گردید! پس بالاخره تخته سنگهای بزرگ را با

 چه وسیله ای تا کارگاه ساختمانی حمل می کردند؟


در مورد تکنیک ساختن اهرام هم معماهای زیادی وجود دارد که برای هیچ یک از آنها راه حل قطعی

 و واقعی ارائه نشده است.


کارگران چگونه مقابر فراعنه را در دل سنگ خارا حفر کردند؟برای کندن و تراشیدن هزارتویی از

راهروها و اتاقها چه وسایلی در اختیار داشتند؟دیوار اتاقها و دهلیز ها صاف و صیقلی

است.راهروهایی با زاویه ی تند به اعماق صخره های کف هرم کشیده شده است .این راهروها

دارای پله هایی است که با منتهای دقت و کمال هنرمندی ساخته و پرداخته شده اند .


حهانگردان هر روز دسته دسته از برابر این پدیده های شگفت آور می گذرند و هیچ کس توضیحی

در مورد تکنیک خاکبرداری و حفر این راهروها به آنان ارائه نمی دهد. در حالی که کاملاً مشخص

 است که مصریان از همان قدیمترین ازمنه بر هنر حفر راهروهای سنگی شیبدار مسلط بوده و آن را

 به تدریج و طی قرون متمادی فرا نگرفته بودند ، چون ساختمان قبور سنگی بسیار قدیمی از این

لحاظ تفاوت چندانی با مقبره های جدید ندارند.مثلاً میان مقبره ی فرعون (تتی) از فراعنه ی سلسله ی

ششم و گور رامسس اول از فراعنه ی دوران امپراتوری جدید، تقریباً هیچ تفاوتی وجود ندارد

درحالی که فاصله ی زمانی بین تاسیس این دو بنا حداقل یک هزار سال است.


مشهور است که مصریان باستان برای تقدیس خورشید ، مراسم آیینی خاصی ترتیب می دادند: الهه ی

خورشید یعنی ( را ) سوار بر قایق در آسمان حرکت می نمود . در متون به جا مانده در اهرام متعلق

به امپراتوری کهن مطالب مفصلی در مورد عروج ( را ) به آسمان قید شده که البته الهه ی فوق الذکر

 این عروج را با کمک (اربا ب) و سوار بر کشتی آنان انجام می داد.بله فراعنه و (ارباب) مصری

هم ظاهراً با پرواز و آسمان نوردی سرو کار داشتند!..


آیا واقعاً تصادف صررف است که اگر ارتفاع هرم خئوپس را در عدد یک میلیارد ضرب کنیم فاصله

ی بین کره ی زمین تا خورشید – یعنی 149504000 کیلومتر حاصل می شود؟ آیا تصادفی است که

 نصف النهاری که از هرم خئوپس می گذرد ، قاره ها و اقیانوس ها را دقیقاً به دو قسمت مساوی

تقسیم می کند؟ آیا تصادفی است که اگر محیط قاعده ی هرم را بر دو برابر ارتفاع آن تقسیم کنیم دقیقاً

عدد پی یعنی 1416/3 حاصل می گردد؟آیا تصادفی است که بر اساس تناسب اضلاع هرم می توان

جرم کره ی زمین را محاسبه کرد؟ آیا باز هم تصادفی است که صفحه ی سنگی که پی هرم خئوپس

بر آن مستقر است کاملاً مسطح و تراز می باشد؟


از آنجا که دلایل زیادی وجود دارد که که کذب نظریات رسمی را در مورد انتخاب محل احداث هرم

ثابت می کند ، به خود اجازه می دهیم و این سوال را مطرح می کنیم که آیا ماورا ء زمینیان در

انتخاب محل اهرام نقشی نداشته اند؟ چون هرم بزرگ نه تنها قاره ها و اقیانوس ها را به دو بخش

مساوی تقسیم میکند بلکه خود در مرکز ثقل قاره ها نیز قرار دارد! و بعلاوه فصله ی هرم بزرگ تا

مرکز زمین دقیقاً مساوی با فاصله ی آن تا قطب شمال است. اگر تمام واقعیات فوق الذکر را تصادف

صرف محسوب نکنیم در این صورت باید بپذیریم که محل احداث هرم از سوی موجوداتی معین

گردیده است که در مورد کروی بودن زمین و چگونگی توزیع خشکی ها و دریا ها اطلاعات دقیقی

 داشته اند.
پلاتفرم سنگی زیر هرم با چه نیرویی ، با کدامین ماشین الات سنگین و با چه اسباب و توانایی فنی

تسطیح و همتراز گردید؟معماران مصری تونلها و راهرو ها را چگونه در دل سخره های سنگی

ایجاد نمودند؟ و با چه وسیله ای درون این راهرو ها را روشن و نورانی می کردند؟ نه در دل اهرام

و نه در قبور سنگی هیچ جا اثری از مشعل یا وسیله ی روشنایی بخش مشابهی دیده نشده است.در

هیچ جا دیوار ها و سقف از دوده سیاه نشده استو هیچ اثری از پاک کردن دوده های احتمالی هم دیده

نمی شود.با چه وسیله ای صخره های غول اسا و عظیم را از معادن سنگ می بریدند و جدا

می کردند؟ آنهم به نحوی که گوشه ها تیز و و سطوح جانبی صاف و صیقلی می ماند؟ این سنگها را

با چه وسیله ای تا کارگاه ساختمانی حمل کرده و با دقتی کمتر از یک میلیمتر در کنار هم می چیدند؟


البته برای این سوالات هم پاسخهای رسمی فراوان وجود دارد: سطح شیب دار ، مسیر های شنی که

سنگ ها را بر روی آن می لغزاندند، داربست ، سکو ، منجنیق... و البته کار سخت و طاقت فرسای

صدها هزار کارگر مصری ...


در هرم بزرک 2600000 بلوک سنگی به کار رفته است ، اگر این کارگران سخت کوش موفق

 می شدند در هر روز ده بلوک بیست تنی را به بالای هرم برسانند ودر محل خود نصب کنند باز هم

برای نصب 5/2 میلیون بلوک سنگی به 250000 روز یعنی 664 سال زمان نیاز داشتند که البته این

زمان در مقایسه با 20 سالی که همه ی تاریخ نویسان برای ساختمان هرم قائلند به یک شوخی بامزه

بیشتر شبیه است. و تازه فراموش نکنید که تمام این زحمات طاقت فرسا و این محاسبات معجزه آسا ،

 نتیجه ی میل و هوس یک فرعون مخبط و بیکار بوده است که بالاخره هم در زمان حیات خود

نتوانست حاصل کار خود را ببیند و از آن لذت ببرد. چه داستان مهیج و دراماتیکی!!!

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 اردیبهشت 1388    | توسط: گاگول 1    | طبقه بندی: عجایب،     | نظرات()